ميرزا حسن حسينى فسايى

934

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

معين اجاره نموده ، تصرف فرمود و آخوند ملا محمد رونيزى كه عالمى بىعمل و فقيهى دغلكار بود ، براى حصول معيشت خود به جناب ميرزا على ولد حضرت مغفرت مآب ، حاجى ميرزا ابراهيم - طاب ثراه ، بگفت موقوفاتى را كه سالها در تصرف والد ماجد تو بود ميرزا ابو الحسن خان تصرف نمود و درب ننگ و عار را بر تو گشود ، اگر سخن مرا بشنوى ، ترا به عتبات عاليات مىبرم و با آنكه از علم بهره‌اى نبرده‌اى ، به زودى ترا در شماره مجتهدين مىآورم و موقوفات را براى تو برمىگردانم ، پس جناب ميرزا على و آخوند ملا محمد رونيزى از شيراز به عتبات عاليات رفتند و به حيله و تزوير چند نفر از بيدينان كه رئيس آنها ، ملا محمد بود ، خدمت علما رسيده ، به شهادت دروغ ، احكام توليت ميرزا على را صادر نمودند و آن احكام را برداشته ، به دار الخلافه طهران بردند و بر طبق آنها فرمان شاهى شرف صدور يافت كه املاك موقوفات را از جناب ميرزا ابو الحسن خان گرفته ، به تصرف ميرزا على بدهند و معادل ده هزار تومان در عوض اجرت المثل زمان تصرفى او بازيافت نموده ، به ميرزا على رسانند و بعد از اطلاع ميرزا ابو الحسن خان بر اين واقعه ، تكليف خود را حركت از شيراز به جانب اصطهبانات بديد و در ماه جمادى دويم سال 1263 وارد قصبه اصطهبانات گرديد و در خانه شمس الدين - قصاب پنهان شد و در بين جناب حاجى ميرزا باباى اصطهباناتى كه از اجله علماى مملكت فارس بود و در خيرخواهى خلق معروف ، در ميان افتاد و قرار تصالحى فيما بين جناب ميرزا ابو الحسن و ميرزا على ، بداد كه قريه قصر كرم وقفى فسا و مزرعه سختويه وقفى حومه ، در شيراز در تصرف ميرزا على باشد و قريه سهل آباد وقفى را مجرد ، در تصرف ميرزا ابو الحسن خان و بر اين ، قرارداد نوشته ، داد و ستد گرديد و ميرزا ابو الحسن خان در ماه شوال سال 64 [ 12 ] عود به شيراز نمود و در سال 72 [ 12 ] به اصرار نواب اشرف و الا ، طهماسب ميرزا مؤيد الدوله حكمران مملكت فارس مداخلتى در كار حكومت بلوك فسا نموده آن را به ميرزا عبد الرزاق نام فامورى كه نوكر ميرزا ابو الحسن خان بود واگذاشت و در سال 79 [ 12 ] باز در امر حكومت بلوك فسا ، مداخلت فرمود و در وقتى كه نواب اشرف مؤيد الدوله ، به طهران رفته بود ، ميرزا على اكبر خان وكيل از شيراز به فسا رفته ، انواع بىاحترامى را نسبت به عم ماجد خود نمود و ميرزا ابو الحسن خان عود به شيراز كرده ، در ماه ذى حجه سال 1279 به رحمت ايزدى پيوسته و از مآثر علميه آن جناب حواشى بر شرح لمعه و حواشى بر شرح تجريد و شرح هدايه ميبدى كه هيچيك در جلد در نيامد و آن جناب را پنج نفر پسر است : اول آنهاست : خلاصه سلسله عليه علويه و ثمره شجره هاشميه محمد مهدى ميرزا [ كه ] به مناسبت مادر او كه شاهزاده خانم دختر نواب اشرف و الا حسين على ميرزا ، فرمانفرماى فارس است ، كلمه « ميرزا » را در آخر اسم او كه خاصه شاهزادگان است گفتند و در سال 1238 در شيراز متولد شده ، منشأ هيچ اثرى نگرديد و در سال 94 [ 12 ] بدرود زندگانى را نمود و او را چهار نفر پسر است : سيد على خان و ميرزا محمود و ميرزا عبد الحميد و ميرزا عبد المجيد ، عمر خود را در بيهوده‌كارى مىگذرانند . پسر دويم جناب ميرزا ابو الحسن خان مجتهد است : طره ناصيه سيادت و غره جبهه نجابت ميرزا صدر الدين خان [ كه ] در سال 1266 در شيراز متولد شده ، جوانى است پاكيزه سيرت و